۱۳۸۷ آذر ۲۸, پنجشنبه

آیینه ای معتقد


آیینه ای معتقد
روزها از پی هم میگذرند و ما با همه محبتی که به هم داریم نمیتوانیم گفتگویی گرم و صمیمی داشته باشیم .کنار یک میز مینشینیم
، آرنجهایمان را به میز تکیه می دهیم ، کتاب را در مقابل خود می گذاریم اما نمیتوانیم آن را با صدای بلند و با هم بخوانیم .
همیشه در اندیشه های اندوهبار خود غوطه می خوریم و تنها آشوب و درد خود را در دل دیگری می ریزیم . تنها تردیدها و نگرانی های یمان را می بخشیم و هیچ در قید این نیستیم که دیگری را چگونه خسته و فرسوده می کنیم و با تزریق تردیدهایمان نیرو های او را می گیریم و در میان خاموشی تب آلود و شرم زده مان منتظر می مانیم تا لطف خدا باز ما را دریابد.
پاکی ، ایمان ، صداقت و اعتماد ما همچو کودکی گرسنه ناله می کند و خود را به دیوار می کوبدو شیره جان ما را می مکد اما قطره ای اعتقاد و عشق و دوستی را نمی یابد و همچو گرسنه ای بی رحم چنگال بر دیوارهای جانمان می کشد . ما او را فدای اراده ضعیف ،ترس و انزوا طلبی خود می کنیم ،نکند تکانی بخورد و بی پروایی در جانمان بجنبد.
غرغر خلاقیت این بخش عظیم و هنرمندانه جانمان که به دنبال یک آری عمری دراز در خود فشرده شده است و به انتظار انفجار روح تمام عمر آماده باش بخشش بوده است ،عصبیمان می کند و ما همچنان دست روی دست گذاشته ایم و در اندیشه های کهنه خود غوطه ور هستیم .
خلاقیت وجودمان با تمامیت خویش تلاش می کند تا در پستوی های عمیق جان بجای هراس جنب و جوش و جسارت بریزد تا با قلم موی لذت ،هنر آفرینی کند و روح بی آلایش خویش را با وسعت دشتهای زندگی بیامیزد .خلاقیت وجودمان با تنی خسته و زخمی از سالهای بی بهره گی بدنبال پشتیبانی است که در کنارش بنشیند و در چشمانش پاسخی مثبت بیابد.
خلاقیت وجودمان با تمامیت خویش تلاش می کند تا در پستوهای عمیق جان بجای هراس ،جنب و جوش و جسارت بریزد تا با قلموی لذت هنر آفرینی کند و روح بی آلایش خویش را با وسعت دشتهای زندگی بیامیزد .خلاقیت وجودمان با تنی خسته و زخمی از سالهای بی بهره گی به دنبال پشتیبانی است که در کنارش بنشیند و در چشمانش پاسخی مثبت را بیابد.
خلاقیت ،اعتماد و اطمینان بدنبال همنشینی هستند تا قدرت شکستن انزوا را به آنها بدهند و در مقابل خود "آیینه ای معتقد "را ببینند. کسی که آنها را دوست بدارد ،بخاطر مهربانی روح پاکشان ،بخاطر آزادمنشی و شهامتشان و بخاطر اینکه می خواهند تا در عشق و پشتیبانی یک دوست همنشین شوند .کسی که می تواند در غنای زندگی با آنها شریک شود و با دستهای گل پرورش بذرهای سبز عشق و اعتماد و خلاقیت را در روح آنها بکارد .کسی که می داند اندیشه ها را بیش از شکفتن نباید ریشه کن کند . کسی که فضایل ما را برای فدا شدن در راه خود نمی بیند .کسی که نیازمندیهای با ارزش ما را می داند و حق شناسی ما را نسبت به خود در می یابد.
او به روح معصومانه و هنرمندانه انسان معتقد است و افسانه های مسموم کننده را نمی پذیرد و در نهایت پشتیبانی ،ما را همچون خود می سازد تا به تحقق رویاهای یکدیگر کمک کنیم . چرا که در تنهایی هر اوجی جایی اندک دارد .
"آیینه ای معتقد" حکایت جانی بخشنده است که بقای خود را در بقای دیگران ،در حمایت دیگران و در شکل بخشی به رویاهای دیگران می بینند.کسی که می داند شادی و عشق تنها در میان دوستان و اندیشه -های خلاق دیگران است که نمایان می شود و همچنین حقیقت باروری زندگی را در پیوند دستهای مهربان دوستی و عشق می یابد و در نهایت کسی که حقیقتا می داند که "خدا تنها در باروری زندگی است که تجلی می گردد1".
فروغ سمیعی




هیچ نظری موجود نیست: