الهه شعر
الهه شعر صدایم می زند
مدادی بر می دارم و چند ورق کاغذ
گیسوانم را با گلهای واژه می آرایم
و گردنبند قافیه ها را بر گردن می آویزم
دستانم می لرزند
و قلبم در تلاطم طپش هایش می غلطد
برهنه تر از همیشه
درهای خانه را می بندم
و شرمگین از بی بضاعتی خویش
نفس های زنده تو را
که تنها جواب های من است
مرور می کنم
فروغ سمیعی
الهه شعر صدایم می زند
مدادی بر می دارم و چند ورق کاغذ
گیسوانم را با گلهای واژه می آرایم
و گردنبند قافیه ها را بر گردن می آویزم
دستانم می لرزند
و قلبم در تلاطم طپش هایش می غلطد
برهنه تر از همیشه
درهای خانه را می بندم
و شرمگین از بی بضاعتی خویش
نفس های زنده تو را
که تنها جواب های من است
مرور می کنم
فروغ سمیعی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر